ازغم زینب جگرم می سوزد...


یک اربعین به نیزه سر یار دیده ام
یک اربعین چو شمع به پایت چکیده ام

یک اربعین به ضربه شلاق ساربان
بر روی خارهای مغیلان دویده ام
یک اربعین تمام تنم درد می کند
با ضرب تازیانه ز جایم پریده ام
یک اربعین رقیه تو مُرد از غمت
اکنون بدون او به کنارت رسیده ام
یک اربعین به شام و به کوفه حماسه ها
با خطبه های حیدری ام آفریده ام
یک اربعین به چوبه محمل سرم شکست
همچون پدر ببین تو، جبین دریده ام
یک اربعین کنار عدو، وای وای وای!
بس جور طعنه های فراوان کشیده ام
یک اربعین به ضربه سیلی ببین حسین!
روی کبود و قامت از غم خمیده ام

/ 3 نظر / 5 بازدید
مهلا

غمناله واشک وآستینی که گذشت اهل حرم وشب غمینی که گذشت گیسوی سه ساله..،دامنی سوخته و... چه تلخ گذشت اربعینی که گذشت اربعين حسيني روز وداع با ماه محرم ماه عشق را به شما تسليت مي گويم

رنگ بی رنگی...

کاروانـ میـ آید از شهر دمشق... بر سر خاک شه سلطان عشق.. کاروانـ با خود رباب آورده است بهر اصغر شیر و آب آورده است.. کاروانـ آمد ولیـ اکبر نداشت.. ام لیلا شبه پیغمبر نداشت.. اربعین حسینی تسلیت باد... التماس دعا یاحق

رنگ بی رنگی...

سلام ممنونـ از لطفتانـ با نام"رنگ بی رنگی..."لینک بفرمایید. التماس دعا یاحق