خنده دار نیست؟!

چقدر خنده ‌داره که ما با این همه لطف پدرانه‌ات ما هنوز تو را به عنوان یک عضو خانواده خود نپذیرفته‌ایم چرا که یک فرزند، به پدر خود افتخار می‌کند و جایش را در شادی‌‌ها  خالی می‌کند و هیچ‌گاه با گستاخی و بی‌حیایی در مقابل پدر نمی‌ایستد.


چقدر خنده داره که با این همه لطف بی‌کرانه‌ات ما در شادی‌هایمان تو را مانند یک مزاحم بیرون می‌کنیم چرا که مجلس‌های ما آنقدر آلوده است که بوی تعفن آن، فرشته‌گان و سایر مومنین را آزار می‌دهد چه رسد به تو که عین نور و قداستی.


چقدر خنده داره که ما غم مسکن، ازدواج، کار، تجارت و حتی غم اعضای خانواده و اقوام را می‌خوریم و برای برطرف کردن همه این غم‌ها تلاش می‌کنم اما در بین غم‌های ما از غم تنهایی و مظلومیت تو از مشکلات و اضطرار تو از گریه‌ها و ناله‌های تو که از گناهان ما سرمی‌دهی، سهمی وجود ندارد.


چقدر خنده‌ داره که ما فقط برای آرام کردن وجدان خود اظهار دوستی با تو می‌کنیم چرا که اگر غم تو در غم‌های ما سهمی داشت، تلاشی برای رفع آن می‌کردیم.


چقدر خنده‌ داره که با اینکه این حدیث را شنیده‌ایم که «هر کسی فریاد کمک خواهی فردی را بشنود ولی جواب او را ندهد و به کمکش نشتابد، مسلمان نیست!» ولی بیش از هزار سال است که فریادت بلند است و ما تو را، یعنی حجت خدا بر روی زمین را یاری نکرده‌ایم و خود را به نشنیدن زده‌ایم.


چقدر خنده داره که امام صادق(ع) ده‌ها سال پیش از تولد تو در دعای ندبه می‌گوید: «بر من سخت است که مردم را ببینم ولی تو دیده نشوی..» ولی ما با این همه نیازمندی احساس نیازی به تو نداریم.

چقدر خنده داره که ما برای رسیدن به خواسته‌هایمان دست به دامان هر کسی می‌شویم که او نیز برای برآورده شده حاجات ما دعا کند، اما افسوس که چنین حالتی را در فراق تو نداریم، چرا که ظهور تو برای ما به عنوان حاجت ضروری محسوب نمی‌شود.


چقدر خنده داره که دعای فرج را فقط به عنوان عادت بعد از نمازهایمان می‌خوانیم بی‌آنکه به معنای آن توجه کنیم و برای کمتر شدن زمان غیبت اقدامی انجام دهیم.


چقدر خنده داره که رئیس مکتب شیعه امام صادق(ع) می‌فرمایند: «اگر او را درک می‌کردم تمام ایام زندگی را خود را به او خدمت می‌کردم» ولی ما با اینکه در زمان حضور تو هستیم، جوانی و عمرمان را به غیر از تو صرف کرده‌ایم..


چقدر خنده داره که با اینکه ادعای دوستی با تو را داریم ولی در برخی از  مجالس رویمان نمی‌شود از تو سخن بگوییم چرا که به ما میگویند مذهبی و متحجر!


چقدر خنده داره که در فعالیت‌های اداری و سیاسی‌مان  از نام تو استفاده می‌نماییم اما هیچ‌گاه رضایت و نظرات تو را در دستور جلسات و نقشه‌هایمان در نظر نمی‌گیریم و شاخص فعالیت‌مان را با تو تنظیم نمی‌کنیم.


چقدر خنده داره با اینکه می‌دانیم که جد بزرگوارت امام حسین(ع) برای احیای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر قیام کردند و به شهادت رسیدند، اما ما به راحتی از منکر عبور می‌کنیم و خودمان را به ندیدن و شنیدن می‌زنیم.


چقدر خنده داره که بسیاری از ما فقط در نیمه شعبان آن هم کمی به یادت می‌افتیم و سعی داریم فقط این روز را به پندهای پدرانه‌ات گوش دهیم.
چقدر خنده داره که ادعای دوستی و جان فدایی تو را داریم، ولی به توصیه‌های نائبت  توجهی نمی‌کنیم.


چقدر خنده داره که با این همه بی‌معرفتی و نامهربانی ما، هرگز آغوش گرم و شیرینت را بر روی ما نمی‌بندی...

 «اگر شیعیان ما که خداوند در اطاعتش آنها را یاری دهد، در وفای پیمانی که از ایشان گرفته شده مصمم و جدی باشند، نعمت لقای ما از آنان به تاخیر نمی‌افتد. (بحارالانوار ج 53، ص 177)

از دوری تو غمین و نالان هستیم
وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم
اصلیت ما را تو اگر می پرسی
از کوفه ولی مقیم تهران هستیم!
------------ --------- --------- --------- ----
ما لشگری از سلاح روسی داریم
در دوز و کلک رگ ونوسی داریم
هر جمعه که شد بیا که ما منتظریم
این هفته فقط نیا عروسی داریم
------------ --------- --------- --------- ----
از جور زمانه ما شکایت داریم
اندازۀ کوه و صخره حاجت داریم
ما مشکلمان گرانی و بیکاریست
آقا به نبودنت که عادت داریم...
------------ --------- --------- --------- ----
ما قیمت روز ارز را می دانیم
معیار بهای بورس در تهرانیم
فعلا دو سه روزیست هوا پس شده است
هر روز دعای عهد را می خوانیم
------------ --------- --------- --------- ----
صد موعظه کن ولی ز تسلیم نگو
از خمس و زکات و ضرب و تقسیم نگو
آقا تو بیا ولی فقط با یک شرط...
از آنچه که ما دوست نداریم نگو!

صفحه دوم:

میخواهم خوب باشم

مولای من،یا صاحب الزمان!

میخواهم از امروز این عهد ها را با شما ببندم:

 

1-در هفته حتی اگه شده چند خط قران برای سلامتی و شادی حضرت می‌خوانم

2-یه دفترچه از کارهای خوبی که باید انجام بدم و به تاخیر انداختم تهیه می‌کنم و برای شادی حضرت هفته ای یکیشو شروع می‌کنم.

3-در اصلاح و روشنگری در جامعه  کوشا می‌شوم تا در صبح سپید حضورش رو سیاه نباشم.

4-حداقل در هر جمعه یک پیامکی که بوی تو را بدهد به دوستانم ارسال می‌کنم.

5- وقتی میخواهم کلاهی کسی را بردارم(زرنگی کنم)حواسم باشد این طرف شاید عزیز آقا باشد.

6- وقتی یک ماشین میپیچه جلوم وسرمو میکنم بیرون ومی خوام....بگم یادم باشد شاید اقا تو پیاده رو نگاهش به دهن من باشد.

7-  اگه کسی کارش بهم افتاد که در حقم بدی کرده،  من خوبی کنم یادم باشد که من چقدر بدم ولی اقایم همیشه برایم دعا میکند.

8- وقتی راز کسی رو میدونم، جائی پرده دری نکنم، ببینم چقدر اقایم از خدا برایم درخواست ستارالعیوبی کرده است.

9- وقتی اقا به اون بزرگی منو خوار نمیکنه، نکنه من برای گناه کوچک کسی اونو بچشم بدکاره وگناهکاربنگرم.

10-هر بار با بسما... دست به غذا میبرم که میدانم خدا این نعمات را صدقه سر شما بمن داده اند.

11-در آغاز روز صندوقچه عاشقی ام را میگشایم و برای سلامتیت صدقه ای کنار میگذارم.مقدارش مهم نیست بلکه باید از چشمه محبت بشما جوشیده باشد.

12-در هر مکان شریف و حرم الهی،شما را صاحب حرم میدانم،پس چه بهتر که دعاگو ونائب الزیاره شما باشم که موجب قبولی دعا و هم موجب فزونی ثواب زیارت میشود.

13-خود را در حضورت میبینم و شاهد اعمال و افکار می یابم لذا بخاطرتو به هر صحنه ای چشم نمیدوزم،هر نغمه و آوایی را به گوش دل نمیسپارم،هر غذایی را نمیخورم و مینگرم که از کجا آمده است،هر جا که باعث دل آزاری شماست نمیروم.

14-ذکر قنوت و سجودم را به یادت و رفع غربت و تنهایی از وجودت معطر میکنم.

15-در طول شبانه روز با قرائت حداقل50 آیه از قرآن کریم به نیابت از شما،ثوابش را به ارواح پدرانتان هدیه میکنم.

16-زیارت عاشورا و آل یس را که بارها سفارش فرموده ای،حداقل هفته ای یکبار قرائت میکنم.

17-برای برپاداشتن نماز شب، نمازهای اول وقت و باحضور قلب، خواندن نوافل که سفارش اکید شماست، تلاش میکنم.

18-و سرانجام یاری نائب برحقتان را برقلبم حک کرده ام......و تمام ایام ویژه سال، نه فقط نیمه شعبان، را غنیمت شمرده و برای آشنایی بیشتر خود و دیگران با شما، نهایت سعیم را میکنم.تا آمدن شما با عشق ولایت میمانم و آن را سهم قبولی نمازم و اعمالم میدانم.

«بار خدایا! من در بامداد این روز و تمام دوران زندگانیم، عهد و عقد و بیعتی را که از آن حضرت برگردن دارم، با او تجدید می­کنم، که هرگز از آن عهد و بیعت برنگردم و بر آن پایدار بمانم. بار خدایا! مرا از اصحاب و یاران آن حضرت و از مدافعان [حریم مقدّس] او، و شتابندگان در پی انجام مقاصد او، و اطاعت­کنندگان از دستورات و نواهی او، و حمایت­کنندگان از [وجود شریف] او، و سبقت­جویان به سوی خواستۀ او، و شهیدشدگان در حضور او قرار ده.» سید ابن طاووس؛ مصباح الزائر

  
نویسنده : حامد ; ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٩
تگ ها :